تبلیغات
@ BF - GF @ - شرمندتیم .....
@ BF - GF @
دختر @ پسر

بچه ها ازتون معذرت میخوام برای این آپی که الان میخوام بذارم امکانش هست که خیلی ناراحتتون کنم ، اما واقعا نیاز بود ی چنین چیزایی بگم ، تا تهش بخونید منتظر دلنوشهاتونم

  سلام.
میخواستم بزرگ بشم
درس بخونم مهندس بشم
خاکمو آباد کنم
زن بگیرم
مادر و پدرمو ببرم کربلا
دخترمو بزرگ کنم ببرمش پارک ,تو راه مدرسه باهم حرف بزنیم
خیلی کارا دوست داشتم انجام بدم
خوب نشد
باید میرفتم از مادرم, پدرم ,خاکم , ناموسم ,دخترم , دفاع کنم
رفتم که
دروغ نباشه
احترام کم نشه
همدیگرو درک کنیم
ریا از بین بره
دیگه توهین نباشه
محتاج کسی نباشیم
الان اوضاع چطوره داداش ؟؟


داداش اوضاع از این بهتر نمیشه
پسرای سرزمینت ابروهاشونو برمیدارن مثل دخترا

داداش اوضاع خیلی قشنگه
مردم همدیگرو فوش مادر میبندن
داداش این مرد با سنش به خاطر اینكه پیش زن و بچه اش
شرمنده نشه شبا هم كار میكنه

داداش گل نخریدن ازش ، هیچ، بدجوری هم دلش رو شكستن...

 

داداش اینجا به بچه یتیما کمک میکنن مثل امام علی مخفیانه نمیرن كه نشناسنشون


 

 

داداش شما رشادت كردین ولی اینجا اعلام کردن  جومونگ  سنبل رشادته.....
داداش قویترین مرد جهان رو یه نوجوان 17 ساله كشت..


داداش یه♥♥ مـــــــادر♥♥ چندتا بچه رو نگه میداره آخ نمیگه،
اما چندتا بچه یه ♥♥ مـــــــادر♥♥ رو نگه نمیدارن..

داداش دختر سرزمینت تو سن كم داره كار میكنه كه شما به خاطر
آسایش اینا از خودتون گذشتین

داداش سالی چند تا از این حادثه ها داریم...

یه مرد زن و بچه اش رو تو اسید سوزوند
چشمای جفتشون از كاسه دراومد.

داداش تو مصرف مواد مخدر اول شدیم...

داداش آذربایجان خیلی سرده ....

داداش این كوچولو تو جوب های كشورت پیدا شد ببین چه اوضاع خوبه


داداش این بچه تو سرما خوابش برد میبینی شهر چقدر ساكته؟؟؟
هیچكی توجه نمیكنه....








نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 بهمن 1391 توسط کیوان | نظرات()
مریم
یکشنبه 20 اسفند 1391 02:34 ب.ظ
سلام بهترین بوددمت گرم بادیدن ایناقلبم شکسته.دوست داشتم اسمه شهیدابدونم هرجایی عکس شهیدببینم میرم دنبالش تاکاملتربشناسمش چون روادم تاثیرزیادی میذاره. حالااگه میدونی بگی ممنونت میشم کیوان جان.
پاسخ کیوان : سعی میکنم پیداش بکنم ،
مریم
پنجشنبه 17 اسفند 1391 01:02 ق.ظ
سلام.میشه اسم شهیدرا اگه میدونی بگی؟
پاسخ کیوان : نه متاسفانه
برای چی ؟
مهتاب
چهارشنبه 2 اسفند 1391 10:36 ب.ظ
واااااااااای چی بگم این مطلبت به درد رضا ارشلو میخوره
خیلی دلخراشه وین حقیقت كاش قدر خونایی كه واسه این نظام ریخته دونسته میشد ای كااااااااش
ضحی
سه شنبه 24 بهمن 1391 10:35 ب.ظ
بد گریــــــــه کردما
بـــــــــــــــــــد
چه کنم که جز گریه از دستم برنمیاد ؟؟
پاسخ کیوان : معذرت
لیلی
سه شنبه 24 بهمن 1391 11:24 ق.ظ
چی بگم کشور ما بهتر از نمیشه !!!اخر خوشبخیه !!! اون از پسرهای با معرفتش که ... هیچی بیخیال!!! واقعا عالی بود .
دختر آدم
یکشنبه 22 بهمن 1391 06:14 ب.ظ
سلام
حقیقتا دلخراشه
باز با همه اینا مث بلانسبت گاو میریم میریزیم تو خیابون كه آشی كه برامون پختن سرد نشه
آخه تا كی ملت خودشونو گول میزنن؟
اونا كه رفتن اما اینا رو ببین
من نبودم اما میتونم تصور كنم اینا چه موجوداته رذلی هستن
خدایا تو با كی هستی؟
نسیم
یکشنبه 22 بهمن 1391 01:10 ب.ظ
سلام آپ خیییییییییییلی زیبایی بود ...
کلی گریه کردم...
بهش که فک میکنم خیلی خجالت میکشم...
خوشحال میشم به من سربزنید...
اگه باتبادل لینک موافقید خبرم کنید...
مووووووووووفق باشید
پاسخ کیوان : معذرت
elmira
شنبه 21 بهمن 1391 10:23 ب.ظ
خیلی وقت پیش.حالامگه چی شده؟
پاسخ کیوان :
صفحه خط خطی
شنبه 21 بهمن 1391 08:11 ب.ظ
سلام اقا کیوان ای اپتون از همیشه فوق الهاده تر بودکاش یه کم توجه میشد.خدا ظهمور مهدی فاطمه رو زودتر برسونه تا هممون ازاین بدبختی ها ازادشیم.در پناه حق
پاسخ کیوان : سلام ممنون
شیدا
شنبه 21 بهمن 1391 05:13 ب.ظ
اووووووووووووووووووووخ ادرس قبلی 2012نذاشتم
خخخخخخخخخخخخخخخ
پاسخ کیوان : :))
شیدا
شنبه 21 بهمن 1391 05:12 ب.ظ
اووووووووون بالا که نوشتی اسم ادرس منم داداش...
پاسخ کیوان : ای از دست تووووو
کیمیا
شنبه 21 بهمن 1391 03:30 ب.ظ
داییم رفت.فرمانده بود...فرمانده ی یه گردان....الان داییم نیستو کسایی که زیردستش بودن اون موقع دارن چولون میدن......
من که ندیدمش اما نمیدونم چه جوریه که الان اشکم داره سزرمیخوره............دمت گرم.خیلی خوب بود........
پاسخ کیوان : معذرت میخوام برای ناراحتیت
ممنون
نقاش کوچولو...
جمعه 20 بهمن 1391 07:47 ب.ظ
عالی بود...
پاسخ کیوان : ممنون
الهام
جمعه 20 بهمن 1391 04:02 ب.ظ
هییییییییییییییییییی
پاسخ کیوان : اخیی
جمعه 20 بهمن 1391 12:00 ب.ظ
من از نزدیـکے دشت محبـت، نردبـآنـے کـرده ام پیدآ


کهـ تـآ قصـر خـدآ هم پلکـآن دارد

در آنـجـآ دستـهـآیم رآ بـسویـش بـآ تمنــآ بـآز کـردم

برآیـت بهتـرین هـآ رآدعــآ کـردم
-------------
نمیدونم چی بگم سر هر نظر دارم عکساتو می بینم ....
محشر بووود داداش...
پاسخ کیوان : منظورت عکسای وبمه
اسمو ادرس
شیدا
جمعه 20 بهمن 1391 11:58 ق.ظ
از عشق امروزمان برای فرداهایی که فراموش می کنیم

عاشق بوده ایم قدری کنار بگذار

به قدر یک مشت

به قدر یک لبخند

تافراموش نکنیم

عاشق بوده ایم

تا عاشق بمانیم و

عاشق بمیریم
شیدا
جمعه 20 بهمن 1391 11:57 ق.ظ
عاشقانه هایم بوی تو را می دهد

باز یادت در فصل دلتنگی هایم شکوفه کرده است


تبادل لینک؟؟؟؟
شیدا
جمعه 20 بهمن 1391 11:57 ق.ظ
زمستان در نگاه تو یخ می زند

تن آدم برفی در هوای تو می لرزد

سرما یعنی تو...
شیدا
جمعه 20 بهمن 1391 11:56 ق.ظ
فاصله ساقه تا شکوفه

فاصله خیال تو با من

فریادی است

که با مرگ خاموش می‌شود.
شیدا
جمعه 20 بهمن 1391 11:56 ق.ظ
در دیوان دلم شعری جان داد و مرد

من و غزل های نگفته ام

به سوگ شعر چشم هایت نشسته ایم
شیدا
جمعه 20 بهمن 1391 11:55 ق.ظ
نبودت تاریکی کور است

شب بی ماه

بارانی بی عطر خاک

آسمانی خالی از پرواز

درختی در انتظار بوسه باد

نبودت مرگ مطلق نیست

جان دادن شن است به لحظه ها

گذری بی درک

جبر یک تقویم

نبودت محو یک بادبادک است در آغوش ابر

بی دلیل...

نبودت نم پلک های یک زن است

رازی مبهم...

لبخندی تلخ...

نبودت گذر یک رود است

وصال یک دریا

سکوت یک مرداب

نشاط یک قاصدک...

نبودت غم نیست

لبخند یک شبنم است

نبودت مهر دو لب...

سکوت یک دل...

افسردگی زمانه است

اندوه یک تاریخ

نبودت وجود یک جای خالیست
شیدا
جمعه 20 بهمن 1391 11:53 ق.ظ
زنی پشت چراغ راهنمایی دست فروشی میکرد،هیچکس به زن توجهی نمیکرد..!!چند متر آنطرف تر از زن دست فروش، زنی خودفروشی میکرد،هیچکس به چراغ راهنمایی توجه نمیکرد...!!!
---------------------
منم اول نغ=فهمیدم ط دسته داره خخخخخخخخخخخخخ
شیدا
جمعه 20 بهمن 1391 11:50 ق.ظ
یادتان باشد اعتماد المثنی ندارد............
شیدا
جمعه 20 بهمن 1391 11:50 ق.ظ
گاهی وقتا حوصله ی هیچکس و ندارم،
گاهی دلم چندتا حرف مهربونانه میخواد!!!
نه به شکل دوستت دارم و یا...
نه به شکل بی تو میمیرم!!!
ساده شاید مثل:دلتنگ نباش،فردا هم روز خداست....
شیدا
جمعه 20 بهمن 1391 11:48 ق.ظ
حرفت حقه داداش...
پاسخ کیوان : مرسی
عشق آسمونی
جمعه 20 بهمن 1391 09:27 ق.ظ
وای كیوان به خدا حرف حقو زدی من سه بار خوندمش
پاسخ کیوان : مغسی
شیوا
جمعه 20 بهمن 1391 12:54 ق.ظ
چرا جوابمو ندادی؟
پاسخ کیوان : جواب چی را
مائده
جمعه 20 بهمن 1391 12:46 ق.ظ
اینا دیگه چیه کیواااااان؟؟؟؟؟نذار از اینا بابا نصف شبی اعصاب واسه ادم نمیمونه
من فکر کردم فقط عکس اون شهیدس
پاسخ کیوان : گاهی ی تکون نیازه معذرت برای ناراحتیت
مائده
جمعه 20 بهمن 1391 12:38 ق.ظ
مردونگی یعنی اییییییین
قالب توجه اون پسرایی که مردونگیو تو شکستن دل دخترا یا خط ریش راه راه میبینن
پاسخ کیوان : بعله
مائده
جمعه 20 بهمن 1391 12:34 ق.ظ
این دیگه چه عکسیه که گذاشتی کیوااااااااااااااااان؟؟؟؟
پاسخ کیوان : کدوم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ
آرام بخوان چون آهسته نوشتم
بی پروا بخوان چون از خود نوشتم
نزدیک کسی نخوان چون تنها نوشتم
و از دل بخوان چون با دل نوشتم دوستت دارم . . .


(..')/♥ ♥('..)
.\♥/. = .\█/.
_| |_ ♥ _| |_

چقدر قشنگ بارید...چشمانم روبه آسمان بود اولش دانه دانه و کم... ثانیه ای ، سرعت و تعدادش بیشتر میشد چشمانم بازم به اسمان خیره بود امدنش رو دوست داشتم و از ته وجود حسش میکردم واقعا زیبا و دوست داشتنی بود و به من حس آرامش و تازگی میدادحس کردم بیشتر عاشقش شدم چشمانم همچون ابرهای اسمانش شروع به باریدن کرد ،بی اراده به بیان اوردم خدایا عاشقتم






» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
» :))
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» موضوع اپ وبلاگ







صفحات جانبی
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

loveyoum.mihanblog.com

ا

وبلاگ-کد لوگو و بنر
( K1.20R.IR ) لایک